گاهی از اوقات در قرآن کریم طی بیان داستان یا حادثه ای قاعده اي برای فرد یا قوم خاصی مطرح مي شود. سپس این قاعده ي جزئي با به کار بردن عباراتی به حالت کلی تبدیل می شود و در آن مورد قاعده سازی می شود. به اين معني که ديگران هم با داشتن شرط ياد شده مي توانند از ثمرات اين اتفاق بهره ببرند. این سیر از قاعده جزئی به کلی عمدتا با واژه «و کذلک قضيه» صورت می گیرد. در داستان حضرت یونس و حضرت یوسف علیهماالسلام این نوع قاعده سازی انجام شده است:
سوره مبارکه انبياء؛ آيات 87 و 88
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ«87» فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ«88»
و صاحب ماهى (حضرت يونس) را (ياد كن) زمانى كه خشمناك (از ميان قومش) رفت و گمان كرد كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت، پس در تاريكى ها ندا داد كه معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمكارانم«87» پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مي دهيم«88»
در این آیات همين که حضرت يونس علیه السلام با آن حالت تضرع و افتادگي خدا را خواند، خدا مي فرمايد او را نجات داديم، و اين گونه مؤمنين را نجات مي دهيم. ملاحظه می شود که اين گونه با عبارت «و کذلک» قاعده سازي شده است.
حقیقت این است که اگر کسي با آن حالت تضرع خدا را بخواند، خداوند متعال هم همّ و غم او را رفع مي کند. ممکن است مصيبت سرجايش باشد، اما از غم نجات داده مي شود.
مثال دوم:
سوره مبارکه يوسف؛ آيه22
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ «22»
و هنگامي كه يوسف به سنّ كمال رسيد حكمت و دانش به او عطا كرديم، و ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مي دهيم«22»
در اعلام الدين ابوالحسن ديلمي آمده است:
مَن أحسَنَ عِبادةَ اللهِ في شَبيبَتة لقّاهُ الله الحکمة عند شيبة
کسی که خداوند را در جوانی به نیکویی عبادت کند، خداوند در پیری به او حکمت عنایت می فرماید.
و سپس به عنوان شاهد بیان شده است:
قال الله تعالي «و لما بلغ اشده اتیناه حکما و علما» ثم قال الله تعالي «و کذلک نجزي المحسنين».


